-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
اگرچه زخـم سـرش را تـمام میدیدند ولی ز زخـم عـمـیـق دلش نـپـرسیدند كسی نخواست بپرسد چرا سرش بشكافت اگر چه مـردم بیدرد كـوفه میدیـدنـد شبی نخـفـت علی از غـم جهالت خلق ولی تـمـامی آنـان ز جـهـل خـوابـیدند نرفت رنگ سیاهی بُرون از آن دلها ز داغ سُـرخ عـلی، گر سیاه پـوشیدند به غـیـر اهل ولایت، هـنـوز هم آنـان اسـیـر وسـوسـه و اهل شك و تریـدند علیست چون شب قدر خدا كه این مردم ز قدر و منـزلـتـش نكـتهای نفـهـمیدند علی حقیقت عدل است و تا ابد زندهست ولی تـمـامـی آنان ز جـهـل خـوابـیدند خدا گواست كه در كربلا همین مردم گُلان بـاغ عـلـی را به نیـزهها چـیدند چه روزگار غریبی بُود كه بعد از او به اشك زیـنب او اهل كـوفه خـندیدند دلم گرفـته «وفایی» بیا که گریه کـنیم به احـترام غمی که به شیعه بخـشیدند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
لزوم ادامه مبارزه با رژیم منهوس اسرائیل و آمریکا تا نابودی کامل
سخن از صلح مگوئید که جنگ است امروز ضعف در پیش عدو، مایه ننگ است امروز کار از نرمی گـفـتار گـذشـتـهست دگر چاره برداشتن تیغ و تفنگ است امروز موشها! وقت فرار است که ما آمدهایم گربۀ نقشۀ ما شیر و پلنگ است امروز یک نَفَس فرصت برگشت به دشمن ندهیم بدترین آفت پیکار، درنگ است امروز نکـنـد گـریـۀ مـا، شـاد کـند دشـمـن را گر چه دل بهر شهیدان همه تَنگ است امروز
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
هم دم گـرفـتـم تا غـمـت از دم نـیـفـتد هم خودخوری کردم به ابرو خم نیفتد زخمیست بعد از رفـتنت در سینۀ ما ای کـاش راه زخـم بـر مـرهـم نیـفـتد جان بر کف این خیمه ما هستیم امروز تا گـوشـواری دست نـامـحـرم نیـفـتـد نـام تو را فـریـاد خـواهـم زد هـمیـشه تـا از دهــان عــالــم و آدم نــیــفــتــد میسوزم و میایستم، آخر چه حالیست؟ میخـواهد اشکـم هم بیـفـتـد هم نیـفـتد هر چند شبهای یتیمی جانگداز است میدان به میدان میروم پـرچم نیـفـتد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حضور حماسی مردم در صحنه و مبارزه با رژیم صهیونیستی و آمریکایی
شهر آمادهست، هنگام نبرد خـیـبر است پادگان ما خیابان، مسجد ما سنگر است مرحبا بر غـیرت این مردم پا در رکاب این حضور، این نور، برق ذوالفقار حیدر است داغ ما در شهر گستردهست با هر گام ما داغ ما از جنس عاشوراست، داغی دیگر است رهـبـر آزادگـان فـرمـود در راه حـسین فکر بیعت با یزیدیها خـیالی ابتر است ای برادر از نشستن جز زیان حاصل نشد در خیابان باش، آری، ایستادن بهتر است انتهای این خیابان میرسد صبح ظهـور در شب قدریم و خورشید آخر این معبر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
تبی افتاده پی در پی به جانِ مسجد کوفه امـان از نـالـههـایِ بیامـانِ مسجد کوفه دلِ گلدسته دارد لحظه لحظه میشود آشوب غم انگیز است از امشب اذانِ مسجد کوفه أمیرالمؤمنین میایستد جانانه در محراب زمـان میایـسـتـد در آسـتانِ مسجد کوفه نماز صبح، دارد در وجودش سخت دلشوره کـنـارِ رکـعـت دوم مـیانِ مـسجـد کـوفـه علی با جان و دل ذکرِ رکوع آخر خود را قـرائت کرد و بنـد آمد زبانِ مسجد کوفه تنِ محراب لرزید و به خون آغشته شد قبله مسـافـر شد امـام ِمـهـربـانِ مسجـد کوفه نمازش را شکست آن تیغِ لاکردار در سجده به شدّت داد ذاتش را نـشانِ مسجد کوفه امـان از زانـوانِ نـاتـوانِ حـیـدر کــرار امـان از اشکهایِ آسـمـانِ مسجـد کوفه به جایِ نغمهٔ "مولایَ یامولایْ" میپیچد نوایِ "وا عـلـیا" در نهـانِ مسجـد کـوفه به ارکانِ هدایت خورد در ماهِ خدا ضربت به این علت خدا شد روضهخوانِ مسجد کوفه!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
به مسجد میرود یا دیدن خیرالنساء امشب که در گوش فلک پیچیده، عجّل مرتضا امشب اگر هرشب صدای ربنّا از کوفه میآمد صدای فزت رب الکعبه میآید چرا امشب؟ به نابـیـنا بگـو در انـتـظار ماه نـنـشـیـند که فرق ماه را کردند تا ابرو، دوتا امشب علی را پشت در کشتند با جانان خود آنروز و تیر ابن ملجـم داد مولا را شـفا امشب علی مرز میان حق و باطل بود، این یعنی که امضا میشود بر حُب او، تقدیر ما امشب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهان علی چون کبوتر ماند در چاه شب افغان علی چون علی نشناخت خود را در جهان، یک حقشناس مـاند در آئـیـنـه سیـمـای درخشان عـلی از علی کی زودتر ای صبح، سر برداشتی؟ یک شب از بالین شب تا صبح پایان علی گرچه ای بغض، آبرویت را علی هرگز نریخت همچو سنگ آویختی دست از گریبان علی چاشنی دارد اگر مرگ و حیات از شور عشق آبـرویـش مـایـه دارد از نـمـکـدان علی از دهانی بر دهانی میرود چون بوی گل قـصهٔ از گـوشهای خَـلْق پـنهـانِ عـلی در میان آید اگر پای عـدالـت، مینهـد، داغ بر دست برادر، خشم سوزان علی پرچم فتحی درخشان بود در روز نبرد چون درفش صبح صادق، گَرد جولان علی کودک باهوشِ عقل و علم بازیگوش را با هزاران خون دل، پرورده دامان علی در کـویـر خـاک، باغ لالهپـوش کـربلا هست چشمانداز سبزی از گلستان علی کعبه از شوق لقای او گریبان چاک زد هست یعنی کعبه هم از سینهچاکان علی! نقش آن چاک گریبان، ماند در بیت عتیق تا نـشانی بـاشد از زخـم نـمـایـان عـلی ای غم! از درد علی، بویی نیاوردی به دست عودسان هر چند عمری سوختی جان علی نالهٔ مجروح دارد ساز غم، امشب مگر خورده زخم از ناترازان فرق میزان علی؟ داده بود انگـشتری را بر گدای دیگری داد جان را بر شهادت، لطف حیران علی در میان تنگدستیها، شهادت مرده بود گر نبود او را دمادم روزی از خوان علی کی شهادت با علی یکدم جدایی داشتهست؟ بوده این مسکین تمام عمر، مهمان علی! با شهادت از رگ گردن علی نزدیکتر او در این حسرت که بیند روی تابان علی نیست چندان اعتباری گوهر جان را، «فرید»! تا بگویم ای سر و جانم به قـربان علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب قدری با خداوند کریم
ای خـدای من! به درگاه تو رو آوردهام تشنهام! ای کـوثر رحـمت! سبو آوردهام گرچه از شرمندگی سر را به زیر افکـندهام بهر صحبت سینهای پر گـفتگو آوردهام اشک توبه میبرد زنگ گنه را از وجود چشمهای از اشک بهر شستـشو آوردهام ای امیـد ناامـیـدان! گر تـهیدسـتم، ولی رو به تو با صد هـزاران آرزو آوردهام تا که ابر رحـمتت از معصیت پاکم کند رو به سوی آیۀ «لا تقنطو...» آوردهام من فقیر و مستـمند و سائل و درماندهام شرح حال زار خود را مو به مو آوردهام تا امیرالمؤمنین باشد شـفـیعـم، بر درت بـنــدهای شـایـسـتـه و بـا آبــرو آوردهام روسیاهی چون «وفایی» گفت، در پیش علی روسفیدم کن که من سوی تو رو آوردهام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب قدری با خداوند کریم
ماه رمضان است، در آغوش خدائیم بیـمـار طـبـیـبـیـم، خـریـدارِ شـفـائیم آیـات خــداونـد شـده ورد زبــانهــا سرمست حضوریم، پر از شوق دعائیم هنگـام سحـر، شاهـد انـوار شهـودیم در لحـظـۀ افـطـار به یـاد شـهـدائـیم هر چند که جان و تن ما غرق گناه است دل بسته به الطاف شَه کرب و بلائیم در راه نجف، دست به دامان حسینیم در مشهد و قم دست به دامان رضائیم بـا ذکــر الــهــی بِــعــلــیٍّ بِــعــلــیٍّ انـگــار در آرامـش ایـوان طـلائـیـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام قبل از شهادت
سکـوتم را شما دیـدید اما بیصدا بودید به سوی قبله اما رویگردان از خدا بودید سراغم آمدید اما چه دیر! آن روز که باید به دادم میرسیدید، آه ای مردم کجا بودید؟! ز غربت با شما میگفتم ای بیدرد دینداران! اگر انـدازۀ این چـاه با من آشـنـا بـودیـد تمام زندگی من میان کوچه روزی سوخت چه میگویم؟! شما خود در میان کوچهها بودید! شما بودید و میدیدید من تنها شدم، آری! همانها که مرا آتش زدند آن شب، شما بودید! شما باشید و این دنیا! علی و یک جهان ماتم شمایی که از اول هم به دنیا مبتلا بودید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
پر است از عطر یاس و نرگس و باران شبستانش شبستانی که میروید بهشت از روح و ریحانش شبستانی مُقَرنَس مَفرشش عرش خداوندی ملائک بر سر سجّاده محو نقش ایوانش و چشمانداز مُلک لمیزل در چار سویش سبز شکفتهست آسمانها در حیات نوربارانش مقدّس معبدی، لاهوتیان را مظهرُ الأسماء قیامت عالمی، پیغمبران نادیده حیرانش جـمالُ اللّه، نـورُ اللّه، وجـهُ اللّه، ستـرُ اللّه حجاب از «قُل هُوَ اللهُ أَحَد» برداشت سلمانش هِیَ السّرُ الخفیّ فی لیلةِالإسرا وَ لاتُدرَک به اسم اعظم مکـنونهاش زنده شهیدانش بیا تسبیح بردایم و تسبیحش به جای آریم که از آیات ربّانیّه سرشار است عرفانش قیامش در دل آتش ظهور سرخ رستاخیز گلستانیست از خون خدا، جانها به قربانش علی تنها علی آئینۀ زهراست ای مردم! خداوندی که بیهمتاست، بیهمتاست قرآنش عـلـی را ایـسـتاده دیـدهام تا دیـدهام تنهـا علی تنها علی حق است و حق برهان برّانش سلامش را تو پاسخ گو، به دیدارش تو در بگشا علی را سایهبانی نیست الّا بیتالأحزانش چه کردی آی سیلاب دلآشوب آشیانش را؟ که غـرق آه میبـیـنم پـریشان پریشانش اگر خاری به او نازکتر از گل گفته، بیپروا بزن ای رعدِ هستیسوز، از بنیان بسوزانش نمیدانم کجا این قصّه را باید به پایان برد؟ اگرچه انتقامی سخت خواهد داد پایانش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
کسی که قاب کرده چهرهاش را حق به سیمایش عبادت میکند هر روز سلمان با تماشایش کسی که در نمازش آنچنان بیخود ز خود میشد که میشد تیر را بیرون کشید آن وقت از پایش علی "ممسوس فی ذات "است، ما که جای خود داریم هزاران مجتهد هم عاجزند از درک معنایش هزاران بار دیگر گر ترک بردارد این خانه یقین دارم نمیآید برون از کعبه همتایش یقیناً زائرش معراج رفته نه حرم، وقتی شکـوه عرش را دیده به ایوان مطلایش کسی را که" سلونی" گفته را باید اطاعت کرد نه آن را که "اقیلونی" نمیافتد ز لبهایش خدا لعنت کند هر کس که خورده حق مولا را خدا لعنت کند هر کس که تکیه کرده بر جایش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
آمد خبر، ولی چه خبر؟! سخت ناگوار رفت از شنـیدنش ز دلم طاقت و قرار باور نمیکـنـیم، مگـر میشود؟! مـباد دل خون شد از خبر که خبر بود گریهدار "دلدار رفت و دیده به حیرت دچار شد" دلدار رفت و شد به عزایش دلم دچار آمد خـبـر که "قـائـد امّـت، شهـید شد" سـید عـلـیِ خـامـنـهای، آن بـزرگـوار آن رهـبر عزیز که یک عـمر ایـستاد قد خـم نکرد هیچ ز غـمهـای بیشمار بیعـت نکـرد هـیچ زمـان با یـزیـدیـان آن رهـبر حـسـیـنی و آن حـیدریتـبار مثل حـسـیـن، روز دهـم او شـهـید شد وقت شهادتش چو عـلی بود روزهدار آتـش بـه سـیــنـهایـم ولـی ایـسـتـادهایـم آتشفـشان به سینه و چون کـوه استوار آتش گـرفـتـهایـم از این داغ جـانگـداز هــسـتـیـم داغــدار ولـیـکـن امـیــدوار هـسـتـیـم داغــدار امــامِ شـهــیــدمــان امّا نـمـیشـویم به سـسـتـیِ غـم دچـار هـسـتـیـم داغــدار ولـی بـاز مـیرویـم بی واهمه به معـرکه صدها هزار بار تا کار دشـمنان نرسد تا خود شکـست پـا پـس نمیکـشـیـم ز مـیـدان کـارزار پا پس نمیکشیم، که در دستهای ماست امـروز یـادگـار عـلـی تـیـغ ذوالـفـقـار پا پـس نـمیکـشـیم مگـر که درآوریـم از دودمان دشمن خونخوار خود، دمار ایران که نیست خطۀ بیروت و سوریه ما را هراس نیست ز باروت و انفجار از دشـمنان چه ترس که ما ایـستادهایم از بادها چه باک به این نخل ریشهدار این پرچم سه رنگ نمیافـتد از شکوه این پرچم سه رنگ نمیافـتد از وقـار
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
خبـر رسـیـد که نـاگـاه بیخـبـر رفـتـی تو ای کبوتر زخمی، شکـستهپـر رفتی اگرچه در دل مـا تـا الـی الابـد هـسـتی عزیز اهـل نـظـر! زود از نظـر رفـتی گمان کنم که همین دفعه بود فرصت شد که خانـوادگی ایـنبـار در سـفـر رفـتی فرار در منـش شیـعـۀ عـلی ننگ است همیـشه و هـمهجا در دل خـطـر رفـتی تو استخـوان به گـلو داشتی ز نا اهـلان تو مقـتدات علی بود، خـونجگـر رفتی به شوق دیـدن جـدت حـسیـن روز دهم زبان روزه لب خشک و چشم تر رفتی تو کـاشـتی به دلـم نخـل اسـتـقـامـت را عجب به بار نشستی! چه پُرثمر رفتی! تمام زنـدگیات را شهـید زیـستـه بودی تو زنده بودی و هستی و زندهتر رفتی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
گفـتم دلِ شکـسـته امان میدهد، نداد پلک ترم به طبع تـوان میدهد، نداد گـفـتم نرفـته است، میآیـد دوباره او از راه دور، دست تکان میدهد؛ نداد گفـتند گاهِ جـنگ، نهان میشود، نشد گـفـتند تن به نقل مکان میدهد، نداد دشمن خیال کرد علی را تـرور کـند داغش به طرح فتنه زمان میدهد، نداد دشمن خیال کرد که پژمرده میشویم خون شهـید بوی خزان میدهد، نداد دشمن خیال کرد علی رفت و مجتبی در پیشگـاه حـادثه جان میدهد، نداد مردم! قسم به پیر شهیدان که غیر او هرکس که گفت راه نشان میدهم نداد میخـواسـتم که قـافـیه را بیـشتر کنم پنـداشتم که گـریه امـان میدهد، نداد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
گره به کار بیفـتد، گرهگشا حسن است ابوتراب چو گنج است و کیمیا حسن است کسی که سفرۀ شاهانهاش به چـشم آمد کسی که پُر شده دور و برش گدا حسن است مـیان خـلـق غـریـبـم ولـی خـبـر دارم برای خسته و درمانده آشنا حسن است سـفـارشِ پــدرم بــوده از هـمــان اول که ذکرِ روی لبم موقعِ بلا حسن است زمانِ کودکیام مـادرم به گوشم خواند امـامِ دومِ ما بچـهشـیـعـهها حسن است بقیع، روضۀ در خلوت امام رضاست مرادِ پـنجـره فـولاد از شفا حسن است دلیـلِ حـفـظِ وطـن در وصـیـتِ شـهـدا به خون سرخ و به سربندِ سبزِ یاحسن است علم به دست گرفت و جهان تماشا کرد برای حـیدرِ کرار جانفـدا حسن است وقار در سخـنـش انـسجـام زیباییست که حُسن یوسف و حُسن ختام با حسن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
گل میکند لـبخـند تو مهـمان که میآید باز است آغوش تو سرگردان که میآید لبریز برکت میشود هر خاک بیحاصل از چـشـمهـایت نـمنـم بـاران که میآید حـتی خـدا مـحـو تـمـاشـای تو میماند از خانۀ تو صوت اَلـرّحمان که میآید مثل تنورت گرم دلهای یتـیـمان است از کـیـسۀ خـیرات عطر نان که میآید حاجات من بیخواستن عمری اجابت شد چـشمانـتـظارم بر لبـانم جان که میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
بـاغ دل بـتـول و عـلـی را ثـمر حـسن دُر زینب است و لعل حسین و گهر حسن شاه جهان علیست چه شاهی که بهر او شد عرش حق اریکه و شد تاج سر حسن در مدح مرتضی چه بگویم کزان تبار دختر شدهست زینب کبرا، پسر حسن! گردون طواف خانۀ زهرا کند که گشت ماه شبش حسین و به شامش سحر حسن بر منـتجـب چه نام نـهـم غیر مجـتـبی آن شاه حسن را چه بخوانم مگر حسن ورد زبـان عـالـمـیـان نـام احـمد است ورد زبان حـضرت خـیرالـبـشر حسن جـانم به اهـل بیت نـبـی! هر چـهـارده اهل کـرامـتانـد ولـی بـیـشـتـر حـسن صحرا به یک اشاره شود حجرۀ طلا! باری کند ز لطف به خاک ار نظر حسن هر روز کوچه کوچه پی سائلان روان هر شب به کوچههای فلک رهگذر حسن انـدوهـگـیـن مـاتـم فـرق عـلی حـسین اندوهـگـین روضۀ دیـوار و در حـسن آید صدای فـاطـمه بر گـوش قـدسـیـان ای بی کفن حسین؛ الا خون جگر حسن! لعنت به هرکه خوار و ذلیلت شمرده است کوری چشمشان به توأم مفـتخر حسن یا ایهـاالـعـزیز! تو عـزّت عـطا کـنی! هرکس که شد گدای تو شد معتبر حسن جـان مرا خـدای کـند خشت صحن تو لطفی! که این دعا بشود "کارگر" حسن از من سـلام سوی خـداونـدگـار حُسن من کـیـسـتم؟؟ سلام خـداونـد بر حسن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
میشناسد چون گدا را از خودش بهتر کریم پیش خود دارد همیشه کیسهای از زر کریم در تمام شهر، لطفش سفرهداری میکند شعبه دارد بر سر هرکوچه و معبر کریم نه بگویی بخشش او شامل هر آشناست! به غریبه بیشتر دادهست بال و پَر کریم بسکه بر روی گدایان باز بوده روز و شب گوئیا اصلا ندارد خانهاش هم "در" کریم سائل از این خانه دستِ پُر به منزل میرود بینیازش میکند از هر کسِ دیگر کریم "با کریمان کارها دشوار نه دشوار نیست" کار ما بیچـارهها افـتاده امشب بر کـریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
قلم چو کوه دماوند سخت و سنگینبار ورق کـبوتـر آتـش گـرفـتـهای تـبدار زمانِ از تو نـوشـتن ورق کـند پـرواز زمانِ از تو سـرودن قـلـم شـود الـوار زبان به مدح تو واکردن آنچنان سخت است که بین جمع کند یل به ضعف خود اقرار تو آنچنان که تویی روبروی آینه باش نه در مقابل این پای تا به سر زنگـار کرامت تو به هر بیت، بیت خواهد داد مراست در پی هر یک، هزار استغفار روایـتیست شریف از کـتاب القـطـره که قطرهایست ز دریا و وصف توست بحار که بَر نِشاند تو را جای خویش بر منبر امیر قـصـر کـلام و عـمـارت گـفـتـار امام خـطـبه طلب کرد خطبهای از تو ولیِّ راز طلـب کرد سِـرّی از اسـرار تو بر بـلـندی کـوه تـواضـع و تـسـلـیم شبیه فاطمه در مشی و قول و حلم و وقار کسی نـدیـده چـنـین مـاهـتاب بر منـبر کسی نـدیـده چـنـین آفـتـاب در انـظـار زبان به خطبه گشودی و مرتضی مدهوش شبیه عـاشق و معـشـوق لحـظۀ دیـدار پس از ثنای الهی و نعـت مصطـفـوی چه گوید آنکه علی راست تاج ایل و تبار؟ علیست باب الهی علیست حصن حصین علیست پرسش اول علیست آخر کار موالیان عـلی مـؤمنانـد و گـوهـرقـدر و منـکـران عـلی کـافـرند و بیمقـدار چنان مـدیح عـلی از زبان پـاک حسن نشست بر دل کـروبـیـان عـرشسـوار که مرتضی به تو بر زد صلا: «بِنَفسی اَنت» فدای لـفـظ تو جـان نـبی بـگـیـر قـرار فدای تو پدر و مـادرم که فـضل تو را هزار لوح و مُجَـلـّد نـیـاورد به شـمار ثنای حُسن تو گفتن بهشت شاعرهاست ثنای حُسن تو گـفـتهست حـیـدر کـرار
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
همیشه نـور زلالش در آسمان خداست حسن غریبترین مرد در جهان خداست و بـعـد «اَشــهــَدُ اَنَّ عَــلـی ولـیُ الله» که بانگ «اَشهَدُ انَّ حسن»، اذان خداست فـدای غـربت آن پـیـشـوای مظـلـومی که درد بی کسیاش اوج امتحان خداست مرا به حج چه نیازیست تا حسن دارم که روی ماه حسن کعـبۀ عیان خداست چهار قـبر غـریب و بـهـشت خاکی آن مکان عـرشی دفـن ستـارگـان خداست نــدیــدهام احــدی را کــریــمتــر از او از او که واسطـۀ فـیض آستان خداست قسم به صلح حماسیتر از هزاران جنگ حسن، حسینترین مرد قهرمان خداست «تـوان واژه کـجـا و مـدیـح گـفتن او» که وصف جلوۀ این ماه در توان خداست هـمـیـشه هست «یَـدُاللهِ فَـوقَ اَیـدیـهـِم» و او ادامـۀ دسـتـانِ مـهـربـانِ خـداست
: امتیاز
|
























